فلسفه وجودی طراحی شهری
بخش اول
بشر از همان ابتدای پیدایش جوامع و مجتمع های زیستی اولیه در پاسخ به یکی از اساسی ترین نیازهای طبیعی و فطری خویش سعی کرده است محیط و دنیای ساخته شده خود را تحت کنترل درآورد. این کنترل که با توسل به وسائل گوناگون طبیعی ، افسانه ای ، مذهبی و عملکردی تحقق پیدا کرده خود را به صورت نوعی « نظم » ، الگو و شکل محیط زیست انسان منعکس می نموده است. بنابراین « نظم » یک اصل اساسی و بنیادی است که عامل اصلی کنترل و ادامه بقا هر چیز می شود . ریشه این نظم از طبیعت ناشی شده و از آنجا به تمام فعالیتهای بشر رسوخ پیدا کرده است.
بطور کلی « نظم » شاید تنها خصیصه ای باشد که می توان در کلیه نظامها ، صرف نظر از شکل ، عملکرد و اندازه آنها مشاهده کرد. در حقیقت می توان گفت که « نظم » وجه مشترک نظامهاست. لیکن نوع ، شکل و ماهیت این « نظم » از نظامی به نظام دیگر می تواند کاملا متفاوت باشد. مثلا در یک نظام فیزیکی ممکن است این نظم به صورت شکل و سازمان فضایی جلوه کند ؛ ولی یک نظام فعال ، عملکرد است که نظم خاصی پیدا می کند. بدیهی است بین نظم کالبدی و نظم عملکردی هر نظام می توان رابطه مشخصی پیدا نمود.
فیزیک و قوانین فیزیکی ( مانند فرضیه نسبی انشتین و تئوری کوانتوم ) حاکی از نوعی نظم است و همچنین است طرز قرارگیری و حرکت یک اتم ، مولکول و یا امواج.
زیبایی چشم گیر یک بلور کریستال از قرارگیری هماهنگ و منظم اتم های آن در غالب ملکول ها بر اساس اصول خاص هندسی ناشی می شود و یا زیبایی طبیعی دانه های برف در شکل قرینه آن است.
حقیقت این است که عناصر و نظام های طبیعی هر کدام از مجموعه ای از قوانین و اصول عمومی تبعیت می کنند. ممکن است شناخت و دستیابی به این اصول را که واقعیت های طبیعی هستند جز اکتشافات علمی خود به حساب آوریم ، لیکن این واقعیات به هر حال در طبیعت وجود داشته و خواهند داشت ؛ خواه ما به دنبال کشف آنها برویم یا نه. در تحقیقات علمی اینک برای ما مشخص شده است که معنی غایی بسیاری از اشیا و فرایند ها که تنوع موجود در آن ها گاهی ما را گمراه می سازد می بایستی در همان وضعیتی که قرار گرفته اند و در رابطه با عوامل جنبی آن مورد تفحص قرار گیرند. شناخت جامع شکل ، عملکرد و روابط تنها از طریق مراجعه به یک ماتریس کلی که در آن طبیعت به انحنا مختلف خود را بیان می کند میسر است.
یک دسته از این قوانین و اصول مربوط به فضا می باشد که در زیست شناسی ، فیزیک و ... بطور مشترک مصداق دارد. این فضای طبیعت یک پیوستاری است دارای نظم و کنترل که عناصر و نظام های متشکله آن تحت تاثیر آن ، نظام می یابند.
مهمترین مشخصه فضا شکل آن است و در این رابطه اصل قرینه سازی که بصورتی در کلیه اشکال طبیعی وجود دارد از تمام جوانب دیگر متمایز است. « خود نظم دهی » اصطلاحی است که در این رابطه کاربر بسیار زیادی پیدا کرده است. « خود نظم دهی » عبارت است از سازگاری داخلی ، جهان بینی و کلیتی که از تعادل هماهنگ بین درون گرائی و برون گرائی ناشی می شود. پیوستگی و ارتباط معقولی بین شکل و عملکرد که از مشخصات تمام عناصر طبیعی است ، وجود دارد.
یکی از اصول نظام دهی که پیش از هر چیز دیگر در طبیعت به کار رفته ، قرینه سازی است. قرینه سازی در یک مفهوم خاص عبارت است از تناسب متعادل بین اجزا یک کل. قرینه سازی در جبر ، هندسه ، زمین شناسی ، گیاه شناسی ، حیوان شناسی و در هنر ، معماری و زیبایی شناسی و همینطور در فیزیک ، شیمی و نجوم اهمیت اساسی پیدا کرده است. قرینه سازی در تئوری های باستانی نیز به منظور بیان خصوصیات ژئولوژیکی زمین به کار گرفته شده است و افلاطون نیز ابعاد روانی و روحی جدیدی به جنبه علمی آن افزوده است.
تمام سیستم ها و عناصر جامد طبیعت که « خود سازمان ده » هستند مثل اتم ها ، بلورها ، گیاهان و تمام نظام های سیارات ، همانند مخلوقات جانداری که « خود سازمان ده » می باشند داری نوعی از اشکال قرینه سازی هستند. ولی البته قرینه سازی ها دارای اشکال و انواع متفاوتی هستند. این اختلافات نه تنها تا حدود زیادی جوهر و ماهیت عناصر را برای ما مشخص می کند بلکه اطلاعاتی نیز درباره هندسه خود فضا به ما ارائه می دهند. در بین جامدات ، بلورها مثال بهتری در این مورد هستند. در بلورها مفهوم ریاضی شکل بصورت ایستا بیان شده است و به همین دلیل به سادگی قابل بررسی است. بلورهای غیر اورگانیک موجودات زنده ای به آن مفهوم که در مورد گیاهان و حیوانات اطلاق می شود نیستند ، لیکن آنها رابطه بین جمادات و جاندارانند.
زیبایی خیره کننده یک بلور از دینامیزم هماهنگ اتم ها و نظم دقیقی که در ترتیب قرارگیری اتم ها و تشکیل ملکول ها بر اساس اصول هندسی به کار گرفته شده حاصل می شود. اگر ساخت و ترکیب یک بلور را بررسی کنیم به این نتیجه می رسیم که بلور از قرار گرفتن منظم نقاطی که به طور قرینه و معمولا در اطراف یک نقطه مرکزی توزیع شده اند ، تشکیل شده است.
از عناصر دیگری که در سالهای اخیر کشف شده و می تواند بین بلورها و موجودات زنده قرار گیرند ویروس ها هستند . ویروس ها نیز اغلب شکل هندسی منظمی دارند ، مثل ویروس فلج اطفال .
در مورد عناصر اورگانیک نیز وجود نظم کاملا ثابت شده است. با این اختلاف که در اینگونه موارد سیستم دیگر حالت استاتیک ندارد و حرکت ، تبدیل و تغییر نیز جزیی از آن است. البته این حرکت تبدیل و تغییر نیز به نوبه خود نظم و قاعده خاصی است ( مثلا حرکت ریتمیک است ).
این نظم را در مورد رشد درخت افرا نیز می توان به خوبی مشاهده کرد. به این ترتیب که رشد از دانه اولیه شروع شده و سپس در طول محور به طرف بالا و پایین ادامه پیدا می کند. در تنه درختان می توان دوائر متحدالمرکز را مشاهده کرد. در تمام این مثال ها نظم هندسی را می توان به وضوح دید ، و همینطور است در برگ درختان. دانه هایی وجود دارد برای تنفس که از دو یاخته تشکیل می شود و یا گل گیاهان که دارای هندسه خاصی است ( پنج ضلعی ).
ولی حیوانات رابطه کاملا متفاوتی با فضا و زمان دارند. رابطه حیوانات با محیط زیست چه از نظر داخلی و چه خارجی دائما دستخوش تغییر و تبدیل است. به این ترتیب که از یک طرف قابلیت انعطاف را در فضا و زمان برای آنها بوجود می آورد و از طرف دیگر امکان کنترل را در فضا و زمان ، هر چند محدود فراهم می سازد. اما انسان که کلیه خصوصیات جانداران دیگر را دارا می باشد ، اشرف مخلوقات بوده و دارای خصوصیاتی بس متعالی است. این خصوصیات روانی ، روحی و معنوی است که حاکم بین روابط بین انسان ها و طبیعت بوده و بنابراین در نظام دهی به فضا و زمان مورد استفاده قرار می گیرد. چیزی که به خصوص از نظر ما خیلی اهمیت دارد ارتباط قابل ملاحظه ایست که انسان با زمان دارد. بدین معنی که قادر است آینده را تا حدودی پیش بینی کند و این پیش بینی بیش از آن است که مثلا حیوانات با پیش بینی زمستان به جمع آوری آذوقه می پردازند. انسان نیز مانند حیوانات تحت تاثیر تغییرات ادوار طبیعی قرار می گیرد ، لیکن بر خلاف آن ها که خودشان را به منظور تطبیق با محیط خارج تغییر می دهند ، با کوشش جمعی و فردی بر آن محدودیت ها ( هر چند نسبی ) فایق می شود و محیط زیست را به طرزی تغییر می دهد که جوابگوی نیازهای بشر باشد. خانه ، کارخانه و شهر و سفینه و ایستگاههای فضایی می سازد.